درباره خشم وخشونت زیاد شنیده ایم ،کتابها ،مقاله ها ی زیادی رامطالعه کرده ایم وسمینارها رفته ایم .

ولی ما دراین مقاله قصد داریم مطالب متفاوتی رادراختیارشما عزیزان قراردهیم . که این مطالب می توانند کمک کنند که شما به بهترین شکل از

انرژی خشم خودتان به جای تخریب کردن خود دردیگران آن را درجهت خدمت به خودتان وجامعه بکار ببرید . تادرامورزندگی صاحب حتی موقعیت های

بهتری شوید. قبل از هرچیز اجازه بدهید تا راجب خشم ودلایل اینکه وقتی خشم را کنترل نمی کنیم باهم نکاتی را بررسی کنیم. ریشه خشم ما ازکجا

شکل می گیرد.

چرا ما خشمگین می شویم ؟

دلیل خشم ما چیست ؟

خشم خود به خود تولید نمی شود بلکه دراثر یک عامل درونی و یا بیرونی شکل می گیرد.

عوامل درونی:

اتفاقاتی که درگذشته باعث ناراحتی وبهم رختگی ما شده اند .

مثال : حقی ازما درگذشته گرفته شده است وپس داده نشده ،پول،اموال ،یک نمره امتحان وغیره ……

وقتی که الان با اتفاقی روبرو می شویم بلافاصله گذشته را درذهن خودمان مرور می کنیم که چه چیزهایی را ازدست داده ایم وچه ظلمهای

به ما شده است وچقدر حق ما را بیهوده گرفته اند.

سپس بلافاصله بعد ازاینکه افکارما گذشته را مرورکرد شروع می شود که گفتارما تغییر می کند ونجوا های درونی ما شروع به برانگیخته کردن ما

جهت یک حس درونی سپس رفتار ما شروع به تغییر می کند ودرادامه

اعمال ما با خشم وپرخاشگری شروع می شود.

عوامل بیرونی:

عوامل بیرونی که باعث خشمگین شدن ما می شوند زمانی اتفاق می افتند که ما خواسته یا نا خواسته درموقعتی قرار می گیریم که با

شخصی که خشمگین    است برخورد می کنیم ویا صحنه ای ازخشم جلوی ما ظاهرمی شود این خشم بیرونی باعث می شود که ما به درون

خودمان فروبرویم وخشم درونی دروجودمان را بیدارمی کند درواقع خشم دیگری باعث خشم ما می شود وسپس فکروکلام وعمل شروع می شود به

بیدارشدن ودربرابرموضوع بیرونی عکس العمل نشان دادن ،خشم بیدارشده دروجودماازکنترل خارج می شود وباعث بوجود آمدن حوادث واتفاقاتی

می شود که ما هیچ کنترلی روی آنها نخواهیم داشت .

به طورمثال زمانی که دریک صف نانوایی استاده ایم وشخصی جلوترازما شروع می کند با نانوا بحث جدل کردن حالا یه هردلیلی این ادامه بحث

وجدال بانانوا باعث می شودکه آن موقعیت را تجزیه وتحلیل کنیم که احتمالا بخواهیم حق را به یکی ازآن دو بدهیم ،سپس این تفکر ودخالت فکر

ماروی آن موضوع ورود به گذشته خودمان می شود وافکارما به گفتارمان شروع می شود ووقتی گفتارما ازافکارمان شروع شد ما حالا دیگردرگیر

شده ایم وادامه باعث می شود که خشم ما بیدارشود جهت موضع گرفتن ویا اینکه هردوی آنها را مورد قضاوت قرار دهیم که وقتوزمان ما را هدرمی

دهند ویا هرچیزدیگری سپس واکنش های ما شروع می شود یا اینکه با آنها بحث می کنیم ویا اینکه موقعیت را رها می کنیم وازآن فضا خودمان را جدا

می کنیم که اگرازفضا ی خشم خودمان را دورکنیم این خیلی بهتراست وباعث می شود که ما بیشترآلوده نشویم .

چگونه خشم راکنترل کنیم:

قبل ازهرموقعیت جهت خشمگین شدن چه درونی وچه بیرونی تمرین وتکرارکنترل خشم راروی خودمان کارکنیم ومثل هرورزشی که انجام می دهیم

خوب خودمان را ورزیده وآماده کنیم جهت کنترل کردن خشم،وبرای اینکه بتوانیم به این کنترل برسیم نیازاست که روی خودمان کارکنیم ،اینکه هرزمان

که تنها هستیم وهیچ کس بامانیست شروع کنیم به تمرین سکوت ،سکوتی برای افکاروشناخت افکارمان که چگونه کارمی کنندواینکه این افکاربااینکه

کسی درکنارمانیست ماراتوجیه می کنند راجب پیداکردن خشم درونمان به گذشته رفته وبا بوجود آوردن صحنه هایی ازگذشته خشم ماراپیدامی کنند

وسپس نتیجه گیری می کنند، برای آینده تا لحظه حال مارا خراب کنند.

زمانی که به این شناخت رسیدیم وچرخه افکارخودمان رامتوجه شدیم باید این چرخه را قطع کنیم وشروع کنیم به توجه کردن لحظه حال ولحظه حال

خودمان رابررسی کنیم که درلحظه حال ما چیزی برای نگرانی وناراحتی وجودنداردوآن چیزی که الان حال مرا خراب کردریشه درافکارومربوط به

گذشته است سپس بااین شناخت چرخه افکاررا قطع می کنیم واجازه نمی دهیم که ادامه پیدا کنند واین کاربه بارها تمرین نیازدارد .

چگونه می توانیم نیروی خشم را کنترل کنیم .

برای اینکه به این مهم دست یابیم بعد ازاینکه چرخه افکاررادردرون خود مان قطع کردیم حالا می توانیم این نیروی عظیم درونی که می نوانست به

خودمان ویا دیگران آسیب برساند را به جهت مثبت ودرخدمت خود بگیریم .

تصورکنید ،تجسم کنیدکه شیری با قدرت وچنگالهای قوی ودندانهای بران دروجودما خوابیده است واین همان خشم ما باشد که منتظر کوچکترین

اشاره ازطرف ماست تا حمله کند و همه جا را بهم بریزد ،اما ما آن را دست آموز کرده ایم با تمرین دادن وآموزش دادن آن را از حلقه های آتش عبور

می دهیم ،آن را بغل می گیریم ،با آن قدم می زنیم و…….

خوب این همان خشم خودمان است که تحت کنترل ماست وما هستیم که به اودستورمی دهیم نه اینکه اولجام گسیخته باشد وهرکاری دوست دارد بکند.

برای رسیدن به این موقعیت:

1-ابتداشناخت ریشه خشم  ازکجاست

2-قطع کردن ریشه آن فکراز درون

3-مدیریت افکاروجهت دادن فکربه سمت خوب ومثبت

4-شناخت ازنیروی عظیمی که پشت خشم ما قراردارد.

5-استفاده ازاین نیروی عظیم جهت عشق ومحبت کردن به خود ودیگران وآزادسازی انرژی عشق به جای خشم وپرخاشگری به دیگران

6-بررسی نتیجه بعداز عمل ،اینکه وقتی خشم خودمان را کنترل کردیم وسپس جهت دادیم نتیجه چه شد؟

اعتبارواعتما:

وقتی که مهارت کنترل خشم وجهت دادن خشم را پیدا کردیم وازاین نیروبرای خدمت به خودمان وجامعه استفاده نمودیم ،دیگران دیدگاه متفاوتی به ما

خواهند داشت ،نقطه نظرشان تغییر می کند وما شخصی می شویم قابل اعتماد واعتبار،که این اعتبارواعتماد مسلما نتیجه تمرین وتلاشها

وکوششهای مامی باشد که توانسته ایم ذهن وافکارخودمان رامدیریت کنیم.