چرا توقع؟؟

توقع، یکی از مسائل و حس هایی است که انسان ها از دیرباز با آن مواجه بوده اند، و حتی گاهی بدون اینکه این حس و رفتار را بشناسند در بطن آن قرار گرفته اند، مثل توقع از خانواده، اجتماع و … .
زمانی که یک فرد، تحت اسامی و عنوانهایی مانند پدر، مادر، همسر، فرزند و … شناخته می شود، خواه ناخواه عهده دار مسئولیت هایی خواهد شد و به تبع توقع هایی در این بین ایجاد خواهد شد.
یکی از نشانه های بلوغ روانی در انسان ها، مسئولیت پذیری است. همه ی انسان ها در ارتباط با دیگران، باید مسئولیت هایی که بر عهده ی آنها است را به نحو احسن انجام دهند تا جامعه و در نمای کوچکتر ،خانواده، دچار رشد و تعالی شود و در این فضاها، آرامش و آسایش حکم فرما شود.
انسان به دلیل ارتباطاتی که در سطح زندگی اجتماعی خود دارد، نمی تواند انتظارات و توقع های خویش را مطلقا از بین ببرد و آنها را به صفر برساند. اما موضوع مهمی که باید به آن توجه شود این است که هر شخص باید بتواند توقع های پیش آمده را مدیریت کند. نکته اصلی و کلیدی در بحث توقع، مدیریت آن است. و در مسیر این مدیریت، مشخص است که بخشی از توقع ها از بین می روند، بخشی از آنها اصلاح می شوند، و بخش دیگری همچنان به قوت خود باقی می مانند.
با مدیریت درست توقع ها، تعادل که نقش مهمی در آرامش، آسایش و هدفمندی زندگی، دارد نیز برقرار خواهد شد.
در یک کلیّت می توان گفت که انتظار و توقع داشتن از دیگران، ناپسند است و خوشایند نیست ولی نمی توان این موضوع را مطلق دانست و با قطعیت بگوییم همیشه و تحت هر شرایطی توقع و انتظار داشتن، بد است.
بهتر این است که به رفتارها، در یک بافت خاص نگاه کنیم و ببینیم این رفتار و توقع و انتظارها، در چه شرایطی و به چه صورتی و در چه موقعیتی و در ارتباط با چه کسانی ایجاد شده اند و سپس با تشخیص و مدیریت آنها ، می توان کارساز بودن آنها و یا ناپسند و ناخوشایند بودنش را متوجه شد .
از سوی دیگر، انسان ها در تعامل و رابطه با یکدیگر، برای طرف مقابل خود نیز، می توانند حد و حدود توقع ها را مشخص کنند، یعنی هر کدام از ما، با توجه به مسئولیت هایی که بر عهده داریم،و تعهدها و قول و قرارهایی که می دهیم، حدِتوقع داشتنِ دیگران از خودمان را مشخص می کنیم. پس توجه به این نکته و مدیریت این موضوع هم می تواند نقش مهمی را در برقراری آسایش و آرامش برای خودمان و دیگران، ایفا کند.
این ما هستیم که بنا به موقعیت ها و شرایط، باید موضوع توقع را مدیریت کنیم تا احساس رضایتمندی و آرامش و آسایش حاصل از این مدیریت را هم برای خودمان و هم برای دیگران به ارمغان بیاوریم.
در این مقاله قصد داریم تا به آن دسته از توقع هایی بپردازیم که در صورت وجود داشتنشان چیزی جز غم و اندوه،رنج ،اضطراب و … به همراه ندارد.
در این مقاله مواردی از نتایج حاصل از توقع را با هم مرور خواهیم کرد و در مقاله های آتی به جنبه های دیگر آن اشاره خواهیم کرد.

نتایج حاصل از توقع داشتن چه چیزهایی می تواند باشد؟

  1. وابستگی و متکی بودن:

یکی از ویژگی های انسان های متوقع، وابستگی به غیر و متکی بودن به آنها است. انسان های متوقع، به محض اینکه وارد چالش، سختی، مشکلات و درد و رنج هایی می شوند، از دیگران توقع دارند که آنها را از این وضعیت رهایی ببخشند و نجات دهند. یعنی همواره از لحاظ ذهنی، عاطفی و رفتاری، وابسته به شخص یا اشخاصی هستند و از خود استقلالی ندارند.
در صورتی که در هرکدام از زمینه های ذهنی،عاطفی و رفتاری، توقع آنها برآورده نشود، شخص باید ناراحتی، خشم و درد ناشی از این برآورده نشدن توقع ها را هم به دوش بکشد.
  1. خشم و پرخاشگری:

همانطور که گفتیم، موقعی که توقع و انتظار شخص از دیگران برآورده نشود، شخصِ متوقع و منتظر دچار اضطراب و خشم و پرخاشگری خواهد شد.
در جامعه و در روابط و تعامل ها، انسانهای عصبی و خشمگین و پرخاشگر، کم کم  از سمت دیگران طرد خواهند شد و احترام و عزتی نزد دیگران نخواهند داشت. و چون انسانهای متوقع اغلب به خاطر برآورده نشدن نیازهایشان، دچار خشم و پرخاشگری می شوند، از مقبولیت کمتری نزد دیگران برخوردار خواهند شد. و به تدریج به سمت انزوا پیش خواهند رفت.
  1. مدعی بودن:

انسان های متوقع، در اکثر مواقع، خود را صاحب حق می دانند و دیگران را موظف به برآوردن نیازها و ارائه کمک و خدمت رسانی به خود می دانند.
همچنین این افراد در صورتی که به دیگران کمک و یا محبتی کرده باشند، همواره خود را طلبکار می دانند و حتی گاهی بابت کارهای خوبی که انجام داده اند، دچار غرور و تکبر می شوند. انتظار جبران از سمت فرد مقابل دارند و آن محبت و لطف و کمک را در یک فضای معامله گرانه به پیش می برند.
سپس در صورتی که توقع جبران آنها برآورده نشود، شخص دچار رنج و اندوه، ناامیدی، سرخوردگی و تبعات دیگری از این قبیل خواهد شد.
  1. عدم اعتماد به نفس :

افراد متوقع، عموما از واقعیت وجودی خودشان، بی خبرند و سعی در کشف و پرورش استعدادها و توانمندیهای خود ندارند.
توقع، فرصت رشد و حرکت رو به جلو را از انسان می گیرد، و مانع از دیدن واقعیت ها می شود.
شخصی که از استعدادها و توانمندیهای خود غافل باشد، احساس خودکم بینی،ضعف و حقارت و بی ارزشی می کند . دوست دارد تا مسئولیت کارهای خود را بر دوش دیگران بگذارد ، حتی اگر لازم باشد، در این راه از عزت نفس خود مایه بگذارد و شخصیت خود را پایین بیاورد!
در مقابل وقتی هر شخصی، توقع را از دیگران بردارد و آن توقع را معطوف به خود کند و از خود توقع داشته باشد، باعث می شود که توانمندی ها، استعدادها و نقاط قوت خود را پیدا کند. مسئولیت اعمال و رفتار خود را برعهده گیرد.
چنین افرادی با پرورش استعدادها و توانمندیهای خود، دچار پختگی در رفتار و اعمال خود خواهند شد، و علاوه بر اینکه در زندگی خودشان موفق خواهند شد،و آسایش و آرامش را برقرار می کنند، بلکه همواره در تلاش هستند تا گره هایی را در زندگی دیگران، بدون هیچ گونه چشمداشت و توقعی باز کنند.
توقع، یک بند، فیلتر و کج اندیشی است. نوعی ارتباط غیر واقعی با دنیای بیرون است که عمدتاً از طریق ذهن انسان انجام می شود.
سعی کنیم با از بین بردن و بریدن بند توقع از دیگران، رهایی، رشد و آسودگی را تجربه کنیم و نتایج حاصل از آن را بدست بیاوریم.
در مقاله های آینده، به جنبه ها و ابعاد دیگری از توقع خواهیم پرداخت
نویسندگان: جهانگیر صمدی – سمیه اسلامی
فهرست