چرا بنویسم

                                        

نوشتن در ذات انسان ها وجود دارد، و گاهی به عنوان یک نیاز، خود را بروز می دهد. ولی به راستی چرا باید نوشت؟ هدف از نوشتن چیست؟ چگونه شروع به نوشتن کنیم؟ چگونه نویسنده خوبی باشیم؟

وقتی نیاز به نوشتن، در ما پدیدار شود، شروع به نوشتن می کنیم. و از طرفی حس و روحیه کمال طلبی، باعث می شود تا از خودمان انتظار نوشته ای با کیفیّت و پر معنا و مفهوم داشته باشیم. ولی باید در نظر گرفت که از تصمیمِ به نوشتن گرفتن، تا نویسنده ی خوب شدن، راه زیادی در پیش خواهد بود.

 

عوامل بازدارنده ی نوشتن، کدامند؟

  • کمال گرایی: همان طور که اشاره شد، انسان دارای روحیه کمال گرایی ست، و این روحیه در همه زمینه های زندگی نمود پیدا میکند. نوشتن نیز از این موضوع مستثنی نیست. روحیه کمال طلبی، در انسان این نیاز و باور را ایجاد می کند که باید در اولین تجربه های خود نیز، بهترین ها را ارائه دهد. غافل از اینکه این روحیه، می تواند فرد را از مسیر بازدارد و مانع از رسیدن به اهداف، و علایق فرد شود.
  • ترس از قضاوت شدن،انتقاد، وتمسخر:

نگرانی از اینکه مورد قضاوت دیگران قرار بگیریم و یا از نوشته ی ما ایراد بگیرند، آن را به سُخره بگیرند و انتقاد کنند، یکی از عواملی است که باعث می شود انگیزه و شور و اشتیاق نوشتن را در وجودمان خاموش کنند.

 

  • نداشتن تسلط بر ویژگی های و استعداد های درونی:

همه ما استعداد های درونیِ خاص خود را داریم و وظیفه داریم تا توانمندی های خود را بشناسیم و در مسیر درست آنها را به کار بیندازیم تا بتوانیم به اهدافمان و موفقیت نزدیک شویم.

نوشتن نیز یکی از استعدادهای درونی ست که باید کشف شود و پرورش داده شود. چه بسا افرادی که از روی ناآگاهی،کمبود اعتماد به نفس، و عدم شناختِ خود، فکر می کنند نمی توانند در زمینه نوشتن موفق شوند، حال آنکه در نوشتن استعداد خارق العاده ای داشته باشند.

  • قضاوت خود، و ترس از موفق نشدن:

اکثر ما آدمها، عادت داریم که قضاوت کنیم، نه تنها دیگران، بلکه خودمان را هم قضاوت میکنیم. و با انرژی های منفی دادن به خود و دیگران، سعی در دلسرد کردن مان داریم!

در این راه باید هدف را مشخص کنیم و بدون اینکه خودمان را قضاوت کنیم، شروع به نوشتن کنیم و حتی گاهی به نتیجه نیز نباید فکر کرد. فقط هدف را مشخص کنیم و با تمام قوا به سمت هدف نزدیک شویم.

 

 

 

   چگونه نویسنده ی خوبی باشم؟

مطالعه :

برای اینکه نویسنده ی خوبی شویم، نیاز داریم که خواننده ی خوبی باشیم، یعنی شروع به مطالعه کنیم و کتابهای مختلفی را بخوانیم تا دایره لغات خود را افزایش دهیم و بتوانیم طرز استفاده از واژه ها و کلمات، فضا سازی ها، توصیفات و در یک کلام، مهارتهای نوشتن را به درستی بیاموزیم و در نوشته های خود از آنها بهره بگیریم و در جهت تقویت نوشته های خودمان گام برداریم.

 

زمان و شرایط مناسب نوشتن را پیدا کنیم:

وقتی به ویژگی های درونی خودمان تسلط داشته باشیم، می توانیم بفهمیم که چه موقع از شبانه روز، و در چه شرایطی بهتر میتوانیم بنویسیم، شرایط و زمان مناسب نوشتن را پیدا کنیم و با کنار گذاشتن تمام ترس ها، و قضاوت ها، شروع به نوشتن کنیم.

 

تداوم در نوشتن:

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

 

سعی کنیم به صورت مستمر بنویسیم، تداوم در نوشتن، باعث تبحّر و تجربه می شود و ما را به سمت نویسنده ی خوب شدن سوق می دهد.

 

من می نویسم
تا اشیا را منفجر کنم
نوشتن انفجار است
می‌نویسم تا روشنایی را بر تاریکی چیره کنم و شعر را به پیروزی برسانم
می‌نویسم تا خوشه‌های گندم بخوانند تا درختان بخوانند
می‌نویسم تا گل سرخ بخواند تا ستاره تا پرنده، گربه، ماهی، صدف مرا بفهمد
می‌نویسم تا دنیا را از دندان‌های هلاکو
از حکومت نظامیان، از دیوانگی اوباشان رهایی بخشم
می‌نویسم تا زنان را از سلول‌های ستم از شهرهایی مرده
از ایالت‌های بردگی، از روزهای پرکسالت سرد و تکراری برهانم
می‌نویسم تا واژه‌ها را از تفتیش از بوکشیدن سگ‌ها
از تیغ سانسور برهانم
می‌نویسم تا زنی را که دوست دارم
از شهر بی‌شعر، شهر بی‌عشق
شهر اندوه و افسردگی رها کنم
می‌نویسم تا از او ابری نمبار بسازم
تنها زن و نوشتن
ما را از مرگ می‌رهاند.

نزار_قبانی

 

مقاله شماره یک

(سمیّه اسلامی)

30/06/1400

فهرست