نوشتن و رسالت

خداوند متعال که مظهر بزرگی و شکوه و عظمت است، در سوره قلم، به قلم و آنچه که نوشته شده، قسم یاد می کند.
پس واضح است وقتی خداوند به چیزی سوگند یاد می کند، نشان دهنده ارزش و اهمیت آن موضوع است، و در اینجا ارزش و اهمیت نوشتن مشخص شده است.
کلام خداوند بر قلب پاک و مطهّر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، نازل شد و اهمیت و عظمت دانش و نوشتن را برای پیامبر و امتش نشان داد و به پیامبر آموخت تا در راه رسالت بزرگی که بر عهده اش نهاده بود، از نوشتن و امر به نوشتن کمک بگیرد.

 رسالت انسان در زندگی چیست؟

خداوند، حتی برای کوچک ترین موجودی که خلق کرده، رسالتی قرارداده، چه برسد به انسان که اشرف مخلوقات و خلیفه خدا بر روی زمین است!
کشف رسالت به راحتی ممکن نیست، همان طور که اثر انگشت هر فردی متفاوت و منحصر به فرد است، رسالت انسان ها نیز منحصر به فرد می باشد.
و این وظیفه انسان است که قدم در راه کشف رسالت خود بگذارد، کشف رسالت، یعنی تبدیل شدن به بهترین نسخه ای که در وجود انسان قرار دارد.
کسی که رسالت خود را انجام دهد، در حقیقت بهترینِ خودش می شود.

آیا کشف رسالت، با نوشتن رابطه ای دارد؟

همانطور که گفته شد، کشف رسالت، آنقدرها هم کار ساده ای نیست. وقتی به زندگی افراد معروف چه در زمینه دین و مذهب، چه در زمینه علمی، فرهنگی و هنری نگاه کنیم، می فهمیم که این افراد، رسالت خود را یافته اند و در این راه، بهترینِ خود شده اند.
همه افراد باید استعدادهای درونی و توانمندیهای خود را بشناسند و طبق این شناخت، رسالت خود را بیابند و بفهمند که رسالتشان چیست و قدم در چه راهی بگذارند تا بهترینِ خودشان شوند.
نوشتن، یکی از راههایی است که برای کشف استعدادها، خلاقیت ها، و توانمندیهای موجود و نهفته در انسان می توان از آن بهره برد.
چه بسا انسانهای زیادی که اطلاعی از استعدادهای خود ندارند و نمی دانند که با شکوفا کردن استعدادهایشان به چه مقام و مرتبه ای می توانند برسند.
نوشتن باعث می شود که انسان سریعتر و راحت تر به عظمت درونی خود پی ببرد و گوهرِ وجودی خود را درک کند و بشناسد.
وقتی انسان، از طریق راههایی مثل نوشتن، استعدادها و توانمندیهای خود را توانست پیدا کند، آنگاه پیدا کردن رسالتش نیز ساده می شود و رسالت خود را کشف می کند.
کسی که رسالت خود را درک کند و بشناسد و قدم در راهش بگذارد، در زندگی به آرامش و رضایت درونی می رسد، و زندگیش هدفمند و جهت دار می شود.
کسی که در زندگی بدون رسالت است و تلاشی برای یافتن رسالتش نمی کند،از اعماق وجود، احساس خوشبختی و رضایت ندارد، و دچار سردرگمی می شود.

رسالت فردی و رسالت اجتماعی:

مولانا در یکی از اشعارش می فرماید:  از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ و این شعر مصداقی است برای یافتن رسالت.

هر شخصی باید از خود بپرسد که از کجا آمده ام؟ و هدف از آمدنم چه بوده؟ و چه رسالتی بر عهده ی من است؟
 در ابتدا رسالت فردی و خصوصی خود را بشناسد و وقتی پیدایش کرد، با آن همراه شود و پیش برود.
یکی از وظایفی که انسان دارد، این است که به عظمت درونیِ خود پی ببرد.
از قلب به عنوان جایگاه خداوند یاد می کنند، و این وظیفه ی انسان است که به خودش رجوع کند و ببیند آیا قلبش جایگاه خداست یا غیر خدا؟ اگر قلب، جایگاه خدا نباشد، باید انسان تمام تلاشش را انجام دهد تا درونش را آنقدر زیبا و پاک کند تا صاحب اصلی قلب، در وجودش نقش بندد. و روح خداوندیِ خود را حس کند.
کسی که صاحب چنین قلبی شود، و وجود خود را صیقل و جلا بخشد، دارای چه شکوه و عظمتی خواهد شد.
همانطور که در ابتدای مقاله گفته شد، خداوند به قلم و نوشته سوگند یاد کرده و پیامبر بزرگ اسلام (ص) ، در دورانی که اکثر مردم نمی توانستند بخوانند و بنویسند، از نوشتن برای هدایت مردم و دعوت آنها به دین مبین اسلام، استفاده می کردند.
رسول اکرم (ص)، واسطه ی بین خداوند و مردم بودند. و سخن و کلام خدا را به مردم رساندند و امر کردند که این کلام نوشته و ثبت شود تا به عنوان هدایت و راهنمایی مردم، نسل به نسل منتقل شود.
و رسالت خود را که دعوت مردم به اسلام و رستگاری آنها بود، از طرق مختلف به بهترین شکل، انجام دادند.
برای هر شخصی رسالتی است، و این رسالت در تمام ابعاد مذهبی، علمی، فرهنگی و هنری تعریف می شود. کسیکه رسالت خود را در این زمینه ها بشناسد و در راهش قدم بگذارد، به اجتماع و مردمش، خدماتی و کمک هایی را ارائه می کند.
 ممکن است با انجام این رسالت فرد معروف و مشهوری شود ولی عکسِ این قضیه صادق نیست، یعنی نمی توان گفت کسی که در زمینه ای مشهور شد، حتما رسالتش همان بوده و درست عمل کرده است.
                                                                                                            مقاله شماره 3
                                                                                               نویسنده و محقق: سمیه اسلامی
                                                                                                        23     /07/1400
فهرست