ای هستی بخش، تو آن بی نهایتی هستی که در عمق وجودم جای گرفته ای و کلبه ی محقر درونم را با بودنت بی انتها می سازی.
تو آن همدم دیرینه ی منی که همواره و همیشه با من همراه بوده ای، بدون قید و شرط! بدون هیچ قاعده و قانون خاصی در مورد زمان و یا مکان.
بودنت همیشه محسوس، حضورت همیشه جاری و گسترده است. تو را شکر می کنم به خاطر همراهی بی مثل و مانندت با من، که همراهیت مانند نفس کشیدن، آرام و مداوم است و تا زندگی جاری است و بودن امتداد دارد همواره تو در کنار من هستی.
  تو خواستی که در هر لحظه و در هر جایی تو را بخوانم و با تو باشم، تو خواستی همانگونه که تو با من همراهی، من هم با تو همراه باشم.
تو را چه بنامم؟ که بالاتر از هر اسم و صفتی. بالاتر از هر توصیف و وصفی.
تو آن چنان در ضمیر من جای گرفته ای و آن چنان در تار و پود من تنیده شده ای و با روح من عجین گشته ای، که این بزرگترین نعمت و موهبتی است که می توانم به پشتوانه ی آن، چراغ امید را در قلبم برافروزم و تو را جانشین همه ی نداشته ها و محرومیت های خود کنم.
ای مهربان من، به من آگاهی و بینشی عطا کن که در همه حال با تو از در شکرگزاری وارد شوم. پیوند مرا با خودت آن چنان محکم کن که اگر نعمتی را از من گرفتی، در آن حال هم به جز زبان شکرگزاری، چیزی نگویم و زبان طعنه  و گستاخی را در پیش نگیرم، که اگر این شیوه را داشته باشم، که در مواقع وفور نعمت تو را سپاس گویم و در مواقع سلب نعمت، از تو دور شوم و رفتار ناشایستی داشته باشم، پیوند من با تو سطحی است و تو را فقط به خاطر نعمت هایت خواسته ام، نه به خاطر خودت!
بارالها، به من بیاموز که در طوفان حوادث و در مصیبت هایی که برمن وارد می شود، همچنان تو را ببینم و به تو وفادار بمانم.
 آنکس که تو را بشناسد، و همراهیت را با چشم دل ببیند، جایی برای غم و اندوه و نگرانی نمی گذارد. زانوی غم بغل نمی گیرد چرا که به تو ایمان و باور دارد و می داند تو آن حکیمی هستی که بهترین ها را رقم می زنی.
خدایا، تو آن پناهگاهی هستی که همواره آغوشت را بدون توقع و چشمداشت برای همه گشوده ای، و چه پناهگاهی امن تر و آرامش بخش تر از آغوش تو؟
ای بخشنده ی بی منت، آغوشت را از من دریغ نکن که بیش از پیش به آن محتاجم.
پروردگارا، هیچ نعمتی بالاتر از بودن تو نیست. پس تو را به خاطر بخشیدن خودت به من، سپاس می گویم.
من آن ثروتمندی هستم، که تو را دارم و هیچ ثروتی بالاتر از داشتن تو نیست، پس تو را به خاطر این ثروت بی پایان، شکر می گویم.
من آن خوشبختی هستم،که تو را دارم، و هیچ خوشبختی ای بالاتر از داشتن تو نیست، پس تو را به خاطر این خوشبختی سپاس می گویم.
خدایا شکرت به خاطر امیدی که در دلهای ما می گذاری و ما تحت هر شرایطی و حتی در بدترین حالات ممکن نیز، نور امید را در خودمان احساس می کنیم و با وجود آن امید، به آرامش می رسیم.
خداوندا تو آن صبوری هستی که گستاخی ها، قضاوت ها، ناشکری ها و … بندگانت را می بینی و از آنها می گذری.
تو گناهان را می بینی و می پوشانی، پس تو را شکر به خاطر صبرت و ستارالعیوب بودنت.
بارالها، وقتی همه مخلوقات و جنبندگان ثنا و ستایش تو را به جای می آورند، اشرف مخلوقاتت چگونه می تواند منکر تو شود و شکر تو را به جای نیاورد؟ مهربانا، نور هدایتت را بر قلبهای ما بتابان، تا بصیرتی پیدا کنیم برای دیدن عظمت تو  و شناخت خودمان. زیرا شناخت عظمت و انرژی های درونیمان، باعث شناخت تو می شود. و وقتی بتوانیم عظمت و انرژیهای درونیمان را بشناسیم و پرورش دهیم و در زندگی به کار بریم، آن هنگام شکرگزاری عملی را در مقابل این موهبت تو انجام داده ایم.
شکرگزاری،عمل کسانی نیست که در انزوا نشسته اند و به لفاظی مشغولند، زیرا شکرگزاران واقعی همواره و بی توقف، از انرژی های تو بهره می برند و خود را در مسیر کمال قرار می دهند و هرچقدر بیشتر از این انرژی ها بهره ببرند به جایگاه و مرتبه بالاتری خواهند رسید.
خداوندا شکرگزاری من تنها به خاطر نعمت هایی نیست که به من داده ای بلکه هر ذره ای که نوری از تو دریافت می کند و هر گیاهی که با گرمای خاکی که تو برایش آفریدی، قد علم می کند، به من تأثیرات مثبت می دهد. نعمتهای همه ی افراد و همه ی موجودات چون موجی به ساحل زندگی من سر می ساید که جهان یکپارچه و عالم شبکه ای در هم تنیده است و همه بر سر این خوانِ گشاده نشسته ایم و چه بسیار نعمتهای بی شماری که تا کنون نه چشمی دیده و نه فکری آن ها را فهمیده است. پس تو چه خدای بزرگی هستی که همواره عظمت و بزرگیت را به مخلوقات می نمایانی.
من ذره و خورشید لقائی تو مرا                 بیمار غمم عین دوائی تو مرا
بی بال و پر اندر پی تو  می پرم                من کَه شده ام چو کهربائی تو مرا
                                                                                                محقق و نویسنده: سمیه اسلامی
فهرست