بعداانجامش می دهم!

 

بارهاشندیده ایم که انسانها می گویند:خسته ام ،حوصله ندارم ،امکانات دراختیارم نیست ،الان هواگرم است ،الان هواسرد است ،و…..

این گفته ها رااگردقت کنیم متوجه می شویم همه حاکی ازاین است که زمان حال وقت مناسبی برای انجام این کارنیست ،واحساس می کنند ،درحقیقت خودشان را گول می

زنند که لحظه حال رافدای آینده ای بکنند که هیچ تسلطی روی آن ندارند.

 اگربه گذشته خودمان نگاه کنیم که چه زمانهای با ارزشی را ازدست داده ایم ،زمانهای که می توانستیم باآنها کارهای بزرگی انجام بدهیم ،زمانهای که اگر خوب توجه کنیم

درآن زمان امکانات بسیار که بخواهیم با آن کاری درجهت اهداف خودمان انجام بدهیم نداشتیم .

اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد وآن این است که درگذشته باوجودی که امکانات نبودولی ما شرایطی داشتیم که الان نداریم ،افکاری داشتیم که الان نداریم ،انسانهای بودند

که الان دیگر نیستند واگر هستند ،آن حس وحال یا موقعیت راندارند که بتوانند با ما همراهی کنند.

چه می شود که کارها را به بعدا موکول می کنیم؟

زمانی که گفتگوهای درونی را شروع می شوند و ما با ذهن خودمان یکی می شویم ،ذهن برای ما زمان را تعریف می کند . که ما توانایی انجام دادن آن کار را داریم ،این بازی

ذهن لحظه حال را ازما می گیرد و آینده ای دور را برای ما نزدیک می کند که ثابت کند ما همیشه زمان دراختیارداریم واین نگرانی ندارد ،توجه کردن به این موضوع که خود اهما

لکاریست وسپس کارهای دیگری انجام دادن بعدا متوجه خواهیم شد که چه زیبا زمان ما ازدسترفت .

 

چرا الان انجام نمی دهیم ؟

 

انسان به طورطبیعی دنبال رفاه وآسایش است وسعی می کند که از مسائل وچالشهای سرراهش به نوعی فرار کند بنابراین از بین بردن زمان حال وکارهارابه تعویق انداختن

که شاید بعدا فرجی شود و حتی اینکه د ر آینده آن مسئله در اثر گذشت زمان خودبه خود حل شود ،که این زهی خیال باطل است که اکثرانسانها انجام

می دهند .

انسان با ذکاوت وآگاه به زمان هرگز این کاررانخواهد کرد .

زیرا گذرزمان را خوب شناخته است و هرلحظه را به طورفوق العاره ای غنیمت می شمارند وآن را به

بیهودگی هد رنمی دهد ،ازطرفی این رامی داند که

درآینده اتفاقات دیگر و مسائل دیگری هستند که درزمان خودشان  باید حل شوند وزمان خود را می طلبند ، وبسیار با اهمیت هستند ونیازدارند به آنها توجه خاص شود.

 

رهکارهای انجام کاردر لحظه

 

زمان حال ،زمانی است که درآن هستم  ،زمانی است که حضور کامل ودائم داریم،درواقع نه در گذشته سیر می کنیم ونه درآینده  بلکه درهمین لحظه حال هستیم این بهترین

زمان است برای انجام کارهایمان ازخودمان سوال کنیم دراین لحظه چه کارهای راباید انجام بدهیم ؟

 -هیچ تعللی در انجام آن کارها نکنیم.

-این کارها ممکن است که خیلی به نظرپراهمیت نباشند ونیاز به زمان آن چنانی ندارند ولی انگارانجام ندادن آن قدری تامل می طلبد،اما انجام باید بشوند. وقتی که این کار

انجام شد ،به طورفوق العاده ای تمام کارهای دیگر ما را انگاربیدارمی کنند !

سپس یکی بعد ازدیگری شروع می شوند پیش آمدن ،به شکلی که حالا باید برنامه ریزی کنیم برای هرکدام ازآنهاواین رمز انجام کار در لحظه است.

البته این کارنیازبه تمرین وتکراردارد وبه همین سادگی هم نیست، که با یک دفعه انجام دادن ما مهارت آن را بدست آوردیم.

مخصوصا کسانی که بارهاوبارها کارهارا به بعدا موکول کرده اند وعادت چندین وقته آنها شده است.

 

ما می توانیم انجام بدهیم ،حتی اگر فکر می کنیم هیچ کاری برای انجام دادن وجود ندارد!!!

 

بله این یک جمله بسیارسنگین است برای کسانی که فکرمی کنند هیچ کاری برای انجام دادن ندارند و زندگی کسالت باراست واحساس بی حوصلگی می کنند،اما وقتی غرق

لحظه حال می شوند ودربستر واقعی زندگی قرارمی گیرند متوجه می شوند که زمان چقدرباارزش است وهرلحظه آن می تواند پرازموفقیت باشد وانجام کوچک ترین کارهای

که دراین لحظه انجام می دهیم کمک بزرگی است برای هدف های که انتخاب کرده ایم.

درک این موضوع همان طورکه تاکید شد تمرین کردن است وتلاش جهت تغییروکنارگذاشتن روزمرگی های خودمان ،

پس بنابراین:

ازکارهای کوچک ،کوچک شروع کنیم .

 به مرورزمان  دست آوردهای بیشتری خواهیم داشت ،ومسیری عصبی رابازمیکنیم ،جهت پیش رفت ودر  کنار گذاشتن عادتهای روزمره خودمان،

 تاجمله :

بعدا انجامش می دهم برای همیشه ازذهنمان پاک شود.

فهرست