مراقبه حالتی است که فارغ از ذهن است. مراقبه یعنی بی ذهنی. ذهن مربوط به وجودمان نمی شود، یعنی مبدأ و خاستگاهش بیرونی و بیگانه است.
در طول سالیان، مجموعه ای از اطلاعات و دانسته ها و بعضاً موضوعات پوچ و توخالی و بی هدف، به ذهن القاء می شود. اگر این اطلاعات بیهوده را مانند وزنه ای در نظر بگیریم، مسلماً کسی دوست ندارد این وزنه را مدام با خود حمل کند. چون از آزادی هایش گرفته می شود،شخص آزاد و رها نیست،دچار رنج و سختی خواهد شد. پس گفته ها و صحبت های دیگران و سایر اطلاعاتی که به مرور و در طی سالها در ذهن انباشته شده اند، فرصت رهایی و وارستگی را از انسان سلب کرده است و انسان را همواره در زیر یوغ ذهن برده است.
مراقبه، راهی برای رهایی از زیر سلطه ذهن بودن، است.
ذهن، انسان را برده ی خویش می کند و فرصت های رهایی و وارستگی و متعالی بودن را از انسان می گیرد.مراقبه به ما این امکان را می دهد که از زندانی بودن ذهن، رها شویم و به جای بردگی ذهن، ارباب آن شویم. خود را ناظر بر ذهن بیابیم. زمانی که بتوانیم ناظر بر ذهن خود شویم و از تحت سلطه بودنش خارج شویم، آن هنگام است که راه را برای دریافت و تابش انوار حقیقت الهی باز کرده ایم.
ذهن، هرگز نمی تواند مراقبه را درک کند و آن را به چنگ بیاورد، زیرا در مراقبه ابداً ذهن وجود ندارد. (اشو)
در اینجا به مواردی از شرایط مراقبه شکرگزاری اشاره خواهیم کرد؛
  1. آمادگی جسم و بدن:
همانگونه که موقع رفتن به میهمانی و یا میزبان بودن، به آراستگی جسمی و ظاهری خود توجه می کنیم، در زمان انجام مراقبه شکرگزاری نیز باید شرایطی را مهیا کرد و با آراستگی در محضر حضرت دوست، حاضر شد.
بهتر است لباسی پاکیزه و معطّر پوشید، معده ها و روده ها خالی باشند.
بهترین حالت، نشستن به حالت نیلوفری است، چهارزانو نشسته،پای راست خود را روی پای چپ گذاشته، مچ هر دو دست را روی زانوها قرار داده و حالت انگشتان دستها به صورتی باشد که انگشت های شصت و اشاره همدیگر را به آرامی لمس کرده باشند. ستون مهره ها در یک امتداد باشد.
چشم ها را بسته و با گوشِ جان به سراغ انجام مراقبه، می رویم.
  1. زمان مراقبه:
بهترین زمان برای انجام دادن مراقبه، صبح ها است و ترجیحاً قبل از طلوع آفتاب انجام شود، بهتر است. در این زمان سطح آلفا بالا است. در مقاله های بعدی در مورد سطح آلفا و … مطالبی را عنوان خواهیم کرد.
صبح ها، ذهن آرام تر است و دقت و تمرکز بیشتری دارد، و به همین خاطر انجام مراقبه، بهتر و راحت تر خواهد بود.
از طرف دیگر، صبح، آغاز یک روز کاری است. پس با حس خوبی که پس از انجام مراقبه به انسان دست می دهد، می توان روزی پر از خیر و برکت، به همراه انرژی های مثبت و ذهنی باز و سالم را برای خود رقم زد. که البته این حال خوب، نه تنها برای خودمان است، بلکه این حس و انرژی را به دیگران نیز خواهیم بخشید.
  1. عدم حضور ذهن در مراقبه شکرگزاری:
همانگونه که عنوان شد، در مراقبه تأکید بر این است که بی ذهنی را تجربه کنیم. البته باید این نکته ی ضروری را یادآور شد که منظور از بی ذهنی، سرکوب کردن ذهن نیست و تنها باید از فرمانروایی ذهن و تحت اسارتش بودنش رهایی یابیم.
از زندانش آزاد شویم و ناظر بر ذهن خود باشیم.
حتی گاهی عنوان می شود که با ذهن خود دوست شوید تا بتوانید از سر و صداهای زیادش در امان باشید.
ذهن را به کار و عملی مشغول کنید، به عنوان مثال، یکی از راه هایی که می توان ذهن را وادار به انجام کاری کرد، توجه به تنفس است. در این صورت، ذهن تمام تمرکزش را روی تنفس قرار داده و از تلاطم می افتد و آرام می گیرد.
با آرام شدن ذهن، احساس آرامش در سراسر بدن پیچیده خواهد شد و در این هنگام است که قلب پا به عرصه می گذارد و خودنمایی می کند.
شکرگزاری را باید با قلب انجام داد. شکرگزاری ارزشمند زمانی است که ذهن ساکت شود و قلب به جوش و خروش بیفتد و شروع به تراوش احساسات پاک و ناب خود در زمینه ی حمد و سپاس و ستایش آفریدگار خود کند.
  1. عدم توجه به نتیجه و سود حاصل از مراقبه شکرگزاری:
در مراقبه شکرگزاری، باید به این نکته توجه کنیم که هدف ما معامله گری با خداوند نیست.
 مطالبه گری و حساب گری از ویژگی های ذهن است و وقتی ذهن را به سکوت برده ایم، نباید به فکر معامله کردن با خداوند باشیم . به دنبال این نباشیم که وقتی شکرگزاری را انجام دادیم، پس حتماً باید خداوند نیز در عوض این عمل، چیزی را به ما عنایت کند.
هدف قلب، حسابرسی و حساب گری نیست. قلب فقط سپاس و ستایش خداوند را بدون چشم داشت و بدون توجه به نتیجه سپاسگزاری، به جا می آورد.
قلب، آفریدگارش را تنها به خاطر خودش، می ستاید و شکرگزاری می کند. و توجه به این نکته می تواند ما را متوجه این موضوع کند که آیا مراقبه شکرگزاری را با قلب انجام داده ایم یا نه؟!
  1. شکرگزاری تبدیل به عادت نشود :
ممکن است روش های مختلفی برای مراقبه شکرگزاری توسط افراد مختلف آموزش داده شده باشد و ویژگیهای مختلفی برای آنها شمرده شده باشند.
اما ما در اینجا به این نکته، توجه ویژه ای خواهیم داشت و این موضوع را متذکر می شویم که شکرگزاری نباید تبدیل به عادت شود و به صورت عادی در بیاید.
زیرا هرکاری، حتی کارها و اعمال مثبت نیز، وقتی تبدیل به عادت شوند، به نوعی ناآگاهی و ناهوشیاری تبدیل خواهند شد. یعنی یک عمل روتین انجام می شود، بدون اینکه به نفس عمل توجه شود.
تبدیل به عادت شدن و عادی شدن، آگاهی و تسلط بر آن را از بین خواهد برد. ولی هدف از مراقبه شکرگزاری، توجه و آگاهی است.
شکرگزاری باید در لحظه حال انجام گیرد. هدف از مراقبه شکرگزاری این است که شکرگزاری را با تمام توجه قلبی خود و به دور از عادتها و ناآگاهی ها و عادی شدن ها انجام دهیم. توجه به لحظه و زمان حال، از ویژگی های یک مراقبه شکرگزاری ارزشمند و خالص است.
  1. سپاسگزاری از خداوند:
در مراقبه ی شکرگزاری، هدف ما این است که خدا را تنها به خاطر بودنش و به خاطر وجود خودش شکر گوییم.
در این مراقبه، از دیگر نعمت های خداوند که آنها هم به حق، شایسته سپاس و شکرگزاری هستند، نمی گوییم و تنها توجه خود را به بالاترین نعمت و برترین نعمت که وجود و داشتن خداوند متعال است، معطوف می کنیم و شکر این نعمت را به جای خواهیم آورد.
 و از قلب خود، احساسات پاک و عشق و علاقه خود را نثار آن هستی بخش خواهیم کرد.
عشق ورزی به خداوند، نمونه ی بارزی از شکرگزاری است.
در مقاله قبل، مواردی از شکرگزاری را بیان کردیم و در مقاله های آتی، به جنبه های دیگری از مراقبه شکرگزاری خواهیم پرداخت.
شما چگونه مراقبه شکرگزاری را انجام می دهید؟ عشق ورزی به خداوند را در زندگی روزمره ی خود، قرار می دهید؟
نویسندگان: جهانگیر صمدی – سمیه اسلامی
فهرست